سایه
سخته دست خودم نیست ..کاش میتونستم خودمو کنترل کنم ولی تنها کاری که میتونم بکونم گریس همین .نمیدونم چرا اینجوریم ولی دلم میخاد زودتر غمام تموم بشه خیلی دوست دارم این تنها آرزوی قلبیمه. یه شعردارم واسه کسی که دوستش دارم خیلی زیاد نمي دانم كه دانست او دليل گريه هايم را ؟ نمي دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟ و میدانم كه مي دانست زعاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده كه من اينگونه دل بستم **** برگرد دلم دلتنگ باران است برگرد اسیرعشق پنهان است برگرد برای غصه های یاس هردم نگاه باغ گریان است برگرد کناربرکه می میرند مرغان غروب برگه ترسان است برگرد تویی تندیس ایمان ومحبت نوای نی پریشان است برگرد پرستوهای عاشق باز گشتند دلم از غصه ویران است برگرد خوب دیگه ماهم برگشتیم از مسافرت اومدیم اهواز سر خونه زندگیمون اما واقعا خیلی خوب بود عالی بود ...من هیچوقت فکرشو نمیکردم برم مشهد اونم آبان ماه . هوای سرد مشهد بارگاه امام هشتم وای کاملا رویایی و زیبا بود خدارو شکر میکنم امام رضا منو طلبید خدارو شکر هزار مرتبه ... کلا هرشب حرم بودیم بهترین شبی که اونجا بود شبی بود که بارون میزد منم رفتم زیر بارون تو صحن انقلاب بود صحن اصلی خانواده صدام میزن بابا بیاتو سرما میخوری منم گفتم اصلا حاظرم آنفولانزای نوع A بگیرم ولی نیام تو خلاصه خیس خیس شدم ولی خیلی کیف کردم ...خلاصه روزاش هم میرفتم جاهای دیدنی بهترین جایی که رفتم چالی دره بود وای خیلی زیبا رویایی و همچنین ییلاق طرقبه این دوتا عالی بودم آها نیشاپور هم رفتم قدمگاه کلبه ی چوبی دیگه آرامگاه عطار خیام کمال المک خلاصه یه ده روزی موندیم مشهدو اومدیم ....ولی خوب دلم براتو تنگ شده بود...یه مدت جدا از دنیای مجازی..... یه شعر دارم در وصف امام رضا (ع) از آقای علیرضا قزوه خراسان مهر دریا میشود با گامهای تو به دست ابرها تسبیح باران تو می چرخد اگر شوق وصالت نیست در آیینه ، در ها چرا آیینه در آیینه ، ایوان تو می چرخد طواف عاشقان هم برمدار چشم های توست سماع صوفیان هم گرد عرفان تو میچرخد به سقاخانه ات زیباست رفص کاسه های نور در این پیمانه ، آن پیمانه ،پیمان تو میچرخد بیابان در بیابان گرگ شد ،هر کوه ،صیادی چقد آهوی رخمی در شبستان تو میچرخد در این آدینه لبریز از آغاز گل ،شاعر! شروع تازه ایی در بیت پایان تو میچرخد خاستم بگم بنده تا چند وقته دیگه نیستم یه چند وقتی میخام برم مشهد زیارت وهمچنین سیاحت امام رضا مارو قابل دونستو طلبیدم ((خدارو شکر)) براهمتون دعا میکنم ایشالا که به همه ی آرزوهای معقولتون برسید ... وهمیشه از ته دل شاد باشید ... چی بگم آها دلم براتون تنگ میشه شما گفتی که منم امام رضا رو دوست دارم من نمیخام ازت تشکر کنم که امام رضا رو دوست داری چون همه دنیا دوستش دارن دوست خوبم و گفتی که برام دعا کن چشم حتما دعا خواهم کرد خوب دیگه وقت خداحافظیه دیگه من برم زیر سایه ی خداوند منان.... دوستون دارممممممم با نظرات قشنگتون شرمندم کردید.از خدا میخام هیچقوت ازدستتون ندم .... این دفعه میخام یه شعر از فروغ بزارم راستش خیلیا گله کردن که چرا اینقد غمگین چراهمش سایه ... این شعرو هم دیشب داشتم میخوندم کلی هم ازش خاطره دارم...از تو دفتر خاطراتم پیداش کردم همینجور که داشتم ورق میزدم یهویی دیدمش خوب یه حال وصف ناشدنی بهم دست داد یاد دوست عزیزم اوفتادم که الان دیگه تو این دنیا نیست یاد زینب بهترین دوستم دلم براش خیلی تنگ شده امیدوارم که روحش در آرامش کامل باشه از خدا طلب آرامش براش خاستم... این شعرو هم خودش تو دفتر خاطراتم نوشته بود....زینب دوست خوبم دوست دارم **************** آسمان همچو صفحه دل من روشن از جلوه های مهتابست امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتر از خوابست خیره بر سایه های وحشی بید می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ایی دلخواه می نهم سر به دفتر خویش تن صدها ترانه می رقصد دربلور ظریف آوایم لذتی ناشناس و رویا رنگ میدود همچو خون به رگهایم آه گوئی ز دخمه دل من روح شبگرد مه گذر کرده یا نسیمی در این ره متروک دامن از عطر یاس تر کرده بر لبم شعله های بوسه ی تو می شکوفد چو لاله گرم نیاز در خیالم ستاره ایی پر نور می درخشد میان هاله ی زار ناشناسی درون سینه ی من پنجه بر چنگ و رود می ساید همره نغمه های موزونش گوئیا بوی عود میاید آه باور نمیکنم که مرابا تو پیوستنی چنین باشد نگه آن دوچشم شور افکن سوی من گرم و دلنشین باشد **** بی گمان زان جهان رویایی زهره بر من فکنده دیده ی عشق می نویسم به روی دفتر خویش (( جاودان باشی ای سپیده ی عشق)) فروغ تقدیم به مریم دوست مهربانم ((زینب)) ومن این شعر قشنگ فروغ رو تقدیم میکنم به زینب مهربانم امیدوارم روحت د رآرامش باشه عزیزم *********** سایه ام را از سرت میدزدم سایه ام را از تمام دیوارهای نم گرفته پاییز سایه ام را از سنگفرش سنگی کوچه های تنها میدزدم سایه ام را برمیدارم با خود می برم سایه ام را جایی پنهان میسازم این بار دنبال سایه ای می گردم که بر سرم باشد راستی سایه تو کجاست؟ هیچ وقت آن را بر سرم ندیدم.... من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ... سالهاست كه سكوت كرده ام ..... و اينك ترس مرا تكان مي دهد و من پيوسته به عقب بر مي گردم و از خود اين سوال را بارها و بارها مي پرسم كه آيا من راه را عوضي آمدم ؟.. دلم گرفته است از اين فريبها و نيرنگها ... از اين دورويه مردمان بيهوده گو ... از آنها كه خدا را در پشت يك تكه ابر پنهان كرده و مي كنند و خود را قديس وار خالص خالص مي نمايانند .... چرا سادگيها هميشه تهش باختن است ؟ چرا قلب ساده من هميشه ساخت و ويران نكرد اما ساخته هايش را ويران كرد دست فريب ؟ ... چرا بالهايم را ديگران نمي بينند.............!!؟ **** (سوته دلان)۲ من دگر خسته شدم... دستهایم بی حس و نگاهم نگران می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس تقدیم به تمام خسته دلان هنوز خيلي چيزها هستند که آدم به خاطر اونا خودش رو زنده نگه داره ********************************************* کاش در اين تنهايي سايه ام با من بود البته دوستان این شعر از طرف آقای عادل هست شاعر دذفولی که من ارادت خاصی بهشون دارم واقعا شاعر خوبی هست ایشالا هرجا باشن سلامت باشن سايه ي يه حادثه که يه عمره با منه تقدیم به تمام کوچولوهای نو رسیده به امید تجربه ی دنیایی که ما در رویایی خو د داشتیم ... کوچولو چشمات و واکن تا تماشایی شه دنیا خط بزن این بختکو تا با تو رویایی شه دنیا کوچولو من و عموهات دنیا رو قشنگ میخواستیم کوچه رو بدون دیوار، شب و رنگ و رنگ میخواستیم ما تلاشمونو کردیم واسه آتیش زدن شب واسه بر پاکردن صلح بین پروانه و عقرب تو به فکر این جهان باش ، که تراوزی خرابه یه طرف کاسه ی زهره یه طرف تنگ شرابه یاد پا برهنه ها کن ،که گرفتار حیاتن بچه های گشنه ایی که عطش یه آب نباتن ... کوچولو ! باز ی شرو ع شد دیگه این دنیا و این تو ! به سیاهی زمونه ! رنگ رویا بزن از نو ! کوچولو منو نگا کن که نگاهت پر حرفه تو زمونه یی که حرف تازه گفتن نمی صرفه کوچولو من عموهات فکر فردای تو بودیم برای تو می شکستیم برا ی تو می سرودیم رو یامون این بود که دنیا ! جای امنی بشه اما ! خیلی فاصله س هنوزم یین اون رو یا و دنیا تو به فکر آدما باش نه به فکر یه قبیله فکر اون پرنده یی باش که اسیر پشت میله ! فکر لایه ی ازون باش هر جای دنیا که رفتی فکر پا کردن در یا از ز باله های نفتی کوچولو بازی شروع شد دیگه این دنیا و این تو به سیاهی زمونه رنگ رویا بزن از نو ...
مناجات بی نیازا .... در این ضیافت ،دست نیازمند ما را بگیر ... . مار از کرمت در پرده عفتت بپوشان ... از دریای رحمتت بنوشان... بر سجاده عبودیت بنشان ... در کوره عبادتت بسوزان... و از آتش عقوبتت برهان... آمین
امیدوارم که خوبید باشید
![]()
و عاشق باشید ...خوب دیگه
و راستی یه چیز دیگه به دوست خوبم برونو که مسیحی هست بگم ![]()
![]()
![]()
و من تنها تکراری هستم از حرکات مبهم سایه ام

این قلم ؛ این کاغذ ؛ اینهمه مورد خوب
راستش می دانی طاقت کاغذ من طاق شده . . .
پیکر نازک تنها قلمم ؛ زیر آوار غم و درد دگر خرد شده
می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس . . .
می توانی تو از این دنیای وحشی بنویس
من دگر خسته شدم . . .
راست گفتند می شود زیبا دید؛ می شود آبی ماند
اما ... تو بگو...... گل پرپر شده زیباییست؟؟؟!!! رنگ مرگ ِ عشق آبیست؟
می توانی تو بیا؛ این قلم ؛ این کاغذ
بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس
بنویس از کمر بید شکسته ؛ و یک پنجره ساکت و بسته
هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش . . .
صحنه ئ پیچش یک پیچک زشت
جراتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟
کاغذت می سوزد؟
من دگر خسته شدم . می توانی تو بیا
این قلم؛ این کاغذ ؛ اینهمه مورد خوب
من دگر خسته شدم ام از این تب و تاب .
سايه اي که هنوز محو زيباييشم
که بتونم براش بخونم:
من سايه ام را به ميخانه بردم
هي ريختم خورد هي ريخت خوردم
خود را به آن لحظه ي خوب خالي سپرديم
او ديد من نيز ديدم
.....
ولش کن
ده زکات روي خوب اي خوب رو
شرح جان شرحه شرحه باز گو
کاز کرشمه غمزه ي غمازه اي
در دلم بنهاده داغ تازه اي
توي شهر آهني داره خردم مي کنه
رو تموم لحظه هام چتر سايه ي سياس
خون وحشت تو رگ خسته ي ثانيه هاس
اما هم وحشت من گوش بده
تپش فاجعه تو قلب منه
دستتو به من بده که حس کنيم
لحظه ي بزرگ فرياد زدنه
اگه بي صدام و تن خسته دارم جون مي کنم
بغض کينه تو صدامه... يه روزي داد مي زنم
پر سيمرغي به کارم نمياد قصه نگو!
من خودم بايد طلسم ديو رو بشکنم
تن به سايه نمي دم من پر از روشني ام
گوش بده معصوم من، من پر از گفتني ام
يه شب شرجي گرم توي گوش کوچه ها
مي پيچه صداي من ، که بيا ... بيا ... بيا
خورشيد بزرگ قلب سرخ من
مسلخ پاک تموم سايه هاس
شب پر سايه هراسي نداره
وقتي که کوره خورشيد مال ماس ....

| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










