شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و دست آخر همه را فراموش کنم
رازي با من نيست … قلبم كتابي گشوده است ! خواندنش براي تو مشكل نيست، عشق من ! زندگيام از روزي آغاز شد كه دل به تو دادم! تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر تا که گلباران شود کلبه ویران من تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام هنوزم گلای تازه ، توی گلدونت میذارم من از اون شبهای مهتابی می خوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وفای بی تابی می خوام من می خوام یه دست گل به اب بدم ارزوهام و به یک حباب بدم سیبی از شاخه ی حسرت بچینم بندازم رو اسمون و تاب بدم گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زاره دل من من از اون اسمون ابی می خوام من از اون شبهای مهتابی می خوام من از اون وقتای بی تابی می خوام دلم از خاطره های بد جدا مثل یک دست گل اقاقیا دلم اواز میکنه بیا بیا تو میری پشت علفها گم میشی من میمونم وگل اقاقیا گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زاره دل من با رنگ و بویت در دلم باد را نقّاشی می کنم تو می وزی بارانِ شکوفه می گیرد پرده های خیالم پشت پنجرۀ چشمانت هر شب با تور باد بر شانۀ دل به شکار عطر تو می روم در عمق جنگل خواب
دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعايش
مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
![]()
![]()
![]()
نمیدونم چند روزه نیستی پیشم
اینارو میگم که فقط بدونی
دارم یواش یواش دیوونه میشم![]()
تا کی به عشقه دیدنت دوباره از
تو کوچه ها خسته بشم بمیرم
تا کی باید دنباله تو بگردم
از کی باید سراغتو بگیرم
از کی باید سراغتو بگیرم
قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هر چی قرار نیست بشه
قرار نبود دیدنت ارزوم شه
قرار نبود که اینجوری تموم شه![]()
یادت میاد ثانیه های آخر
گفتی میرم اما میام به زودی
چشمامو بستم نبینی اشکمو
چشمامو وا کردمو رفته بودی
چشمامو وا کردمو رفته بودی![]()
قرار نبود منتظرت بمونم
قرار نبود بری و برنگردی
از اولش کناره من نبودی
آخرشم کاره خودت رو کردی
قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هر چی قرار نیست بشه
قرار نبود دیدنت ارزوم شه
قرار نبود که اینجوری تموم شه
![]()
![]()

از خود گذشتگي
![]()
هنوزم تو خواب و رویا ، سر روشونهات میذارم
هنوزم میون بارون ، تو خیالم تورو دارم
هنوزم اشکای تازه ، روی گونهات میذارم
گاهی قاصدک دوباره ، خبر از دلم میاره
دل عاشقم همیشه ، نفساتو کم میاره
به تو نزدیکم و دوری ، مثل بارون پشت شیشه
تو رو دارم و ندارم ، ته زندون همیشــه![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



